محمد باقر شريعتى سبزوارى
38
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
آزموده شد طرز تفكر فلسفىاش تبديل به تفكر علمى و حسى مىشود . كانت نيز با آنكه از عقليون است و به معانى فطرى ذاتى و عقلى قائل است ، منكر اعتبار فلسفهء اولى است . وى علمهاى مربوط به واقعيتهاى ماوراى ذهن را محصول همكارى عقل و حس مىداند و مدعى است كه حس تنها يا عقل تنها نمىتواند علمى بسازد . كانت علوم طبيعى را معتبر مىداند ، زيرا محصول عقل و حس هر دو تاست . رياضيات را نيز معتبر مىداند ، زيرا هر چند در رياضيات به عقيدهء كانت حس دخالت ندارد و عقلى محض است ، ولى چون مسائل رياضى مربوط به فرضيات خود ذهن است قهراً صادق است ، زيرا عقل مىتواند در آنچه خودش فرض كرده قضاوت كند ، ولى فلسفه اولى معتبر نيست ، زيرا نه مانند طبيعيات است كه حس بتواند دخالت كند و با شركت حس و عقل صورت علمى به خود بگيرد و نه مانند رياضيات است كه صرفاً قضاوت دربارهء مفروضات و مخلوقات خود عقل باشد . توضيح اين مطلب لازم است كه منكرين اعتبار فلسفهء تعقلى محض كه بارزترين مصداق آن ، فلسفهء اولى و متفرعات آن است ، از دو راه مختلف استدلال مىكنند و غالباً اين دو راه از يكديگر تفكيك نمىشود : 1 . از راه علم النفسى ، يعنى از راه اينكه مواد و عناصر اوليهء ذهنى بشر براى حل آن مسائل وافى نيست ، زيرا عناصر اوليهء ذهن بشر منحصر است به صور حسيه ، و عقل كارى جز تصرف در آن صور حسيه نمىتواند انجام دهد . و مسائل فلسفهء تعقلى از حدود حس و احساس بيرون است . 2 . از راه منطقى ، يعنى از راه اينكه مقياس صحت و سقم قضاياى فكرى بشر ، منحصر است به تجربه و آزمايش عملى ، و آن مقياسهاى عقلى كه منطق عقلى آنها را وسيلهء سنجش فكر و تميز دادن صحيح از سقيم و درست از خطا مىداند ، مفيد و اطمينان بخش نيست ، و هر نظريه و فرضيهاى ( هر چند مربوط به فنومنها و توجيه ظواهر طبيعت باشد ) كه تحت آزمايش عملى در نيايد ، قابل اعتماد و اطمينان نيست . و